sphinx

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\sfɛ̃ks\/

اسم

  1. ابوالهول، مجسمه با سر انسان و بدن شیر
  2. ابوالهول جیزه
  3. اشاره به شعر آپولینر
  4. اسفینکس (هیولایی با سر زن، بدن شیر و بال عقاب)
  5. مجسمه اسفینکس خوابیده
  6. پیکر خیالی الهام‌گرفته از هنر مصری در قرن ۱۹
  7. شخص مرموز و غیرقابل نفوذ (معمولاً در سیاست)
  8. نماد راز و رمز، موقعیت دلهره‌آور
  9. کسی که با طرح معما دیگران را به دردسر می‌اندازد
  10. طراح جدول کلمات متقاطع
  11. املای جایگزین برای sphynx
  12. پروانه اسفینکس (نوعی شب‌پره)
  13. نشان ابوالهول در نشان‌شناسی
  14. کاربرد نشان ابوالهول بالدار طلایی
  15. کاربرد نشان ابوالهول مصری طلایی

صفت

  1. مرموز، مبهم

مثال‌ها