ابزارِ آهنیای که تاکداران آن را همچون بیلچهٔ نشاکاری یا تزریقکننده به کار میبرند.
قطعه افتخاری عمودی در سپر که از بالا تا نوک آن را میپوشاند و با دو خط عمودی موازی محدود شده.
مثالها
Le supplice du pal consiste à enfoncer un pieu dans le corps d’un condamné. — شکنجه با پال عبارت است از فرو کردن یک چوب نوکتیز در بدن محکوم.
On place des pals sous les arbres ployant d’un côté d’une voie de circulation afin de prévenir leur chute. — برای جلوگیری از سقوط درختانی که به یک سمت جاده خم شدهاند، زیر آنها پال قرار میدهند.
Tout ce qui lui restait de vigueur se rassembla au milieu de son corps et le domina comme un pal. — هرچه از نیرو برایش مانده بود در میانه بدنش جمع شد و مانند پالی بر او چیره گشت.
Le pal injecteur est un outil servant à injecter des produits insecticides directement dans le sol. — پال تزریقکننده ابزاری است که برای تزریق مستقیم محصولات حشرهکش به خاک به کار میرود.
Il porte d’or au pal de gueules, à deux pals de sinople. — او طلا با پال قرمز و دو پال سبز دارد.
D’or, à trois pals de sable, écartelé d’azur à deux pates de griffon d’argent onglées de gueules posées en sautoir, avec le fameux : DES PARTEM LEONIS pour devise. — طلا، با سه پال سیاه، چهاربخشی با آبی و دو پنجه گریفون نقرهای با ناخن قرمز که به صورت ضربدری قرار گرفتهاند، با شعار معروف: DES PARTEM LEONIS.