rabibocher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁa.bi.bɔ.ʃe\/

Conjugaison du verbe rabibocher

فعل

  1. درست کردن موقتی؛ وصله‌پینه کردن
  2. تعمیر با وسایل دم‌دست
  3. آشتی دادن

مثال‌ها