rabot
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ʁa.bo\/
اسم
- ابزار نجاری برای صاف کردن سطح چوب
- ابزار چرخان با تیغه برای صاف کردن چوب
- اصلاح و پرداخت اثر ادبی
- ابزار صاف کردن و شیارزنی فلز
- ابزار صاف کردن صفحات چاپی
- ابزار صیقل دادن سنگ مرمر یا آینه
- ابزار حذف پرز در بافندگی دستی
- ابزار بلند برای همزدن ملات یا صاف کردن زمین
- دستگاه استخراج و بارگیری زغالسنگ
- سنگ سخت برای سنگفرش
مثالها
- Passer le rabot sur une planche.
- Donner un coup de rabot.
- Polir, aplanir une pièce de bois avec le rabot.
- Passer le rabot sur un ouvrage en vers, en prose, y donner un coup de rabot.
- Préparer le mortier avec le rabot.
- Passer le rabot dans les allées pour aplanir les gravillons.