RTT
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɛʁ te te\/
اسم
- سیاست کاهش ساعات کار در فرانسه
- روزهای مرخصی ناشی از کاهش ساعات کار
مثالها
- La RTT a eu un impact profond sur l’organisation quotidienne du travail. — کاهش زمان کار تأثیر عمیقی بر سازمان روزانه کار گذاشت.
- J'ai posé une RTT pour pouvoir garder mon fils mercredi prochain. — یک روز مرخصی کاهش زمان کار گذاشتهام تا بتوانم چهارشنبه آینده از پسرم مراقبت کنم.