franger

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\fʁɑ̃.ʒe\/

Conjugaison du verbe franger

فعل

  1. ریشه‌دوزی کردن؛ با ریشه تزئین کردن.
  2. مانند ریشه لبه چیزی را تزئین کردن.

اسم

  1. کسی که ریشه و منگوله می‌بافد.

مثال‌ها