مقدار شرابی که یکباره در یک کُوو (cuve) تولید میشود
مخلوط شرابهایی که برخی بازرگانان انجام میدهند
مترادفِ millésime؛ سالِ برداشتِ انگور و شرابِ همان سال.
مثالها
Il leur suffisait de tremper le bout des doigts dans une pipe de cidre ou une cuvée de vin pour changer cidre et vin en bouse liquide ; […]. — کافی بود نوک انگشتانشان را در یک بشکه سرکه یا یک خمره شراب فرو کنند تا سرکه و شراب را به مدفوع مایع تبدیل کنند؛ […].
Dans presque tous les cantons de la Grèce on fait plus ou moins infuser des pommes de pin au fond des cuvées. — در تقریباً تمام بخشهای یونان کم و بیش دانههای کاج را در ته خمرهها دم میکنند.