bigue
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · فعل · /\biɡ\/
اسم
- دکل یا دکلچهای برای بلند کردن بار با قرقره و طناب
- دکل فلزی بارگیری مجهز به وینچ در کشتیهای تجاری
- پونتون مجهز به وسایل بالابر قوی
- دو تیر بلند متصل در بالا با قرقره
- پایه انگور سنگی در شمال ایزر
- بز در برخی مناطق فرانسه مانند نیور
فعل
- اولشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ biguer
- سومشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ biguer
- اولشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ biguer
- سومشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ biguer
- دومشخصِ مفردِ امرِ فعلِ biguer
مثالها
- Le courant avait apporté jusqu’à la hauteur du brick, qui fut ainsi remâté au moyen de deux bigues dressées sur les gaillards.