pastillage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pas.ti.jaʒ\/

اسم

  1. روش نصب و اتصال تراشه روی مدار چاپی.
  2. مخلوط شکر، آب و ژلاتین.
  3. تزیینات برجسته سفال با استفاده از دوغاب غلیظ.
  4. ساخت این تزیینات برجسته مانند گل روی سفال.
  5. تولید قرص‌های سبز سوخت هسته‌ای با فشردن سرد پودر اکسید اورانیوم یا مخلوط اورانیوم و پلوتونیوم.
  6. نشانه‌گذاری قطعات قابل پیش‌خرید عمومی روی نقشه با برچسب رنگی.

مثال‌ها