orbiter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɔʁ.bi.te\/

Conjugaison du verbe orbiter

فعل

  1. در مدار یک جسم اصلی چرخیدن.
  2. به مدار فرستادن.
  3. پیرامون یک شیء یا ایده چرخیدن.

مثال‌ها