blindage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\blɛ̃.daʒ\/

اسم

  1. زره‌پوش، پوشش زرهی (برای ماشین یا ساختمان)
  2. حفاظ فلزی (برای گاوصندوق یا در)
  3. شیلد، محافظ مغناطیسی (در کابل و برق)
  4. اثر پوششی الکترون‌ها (در فیزیک و شیمی)
  5. شمع‌بندی، حفاظ‌بندی (دیواره گودال)
  6. حفاظ در برابر اشعه
  7. ایمن‌سازی کد (در برنامه‌نویسی برای جلوگیری از کرش)

مثال‌ها