modal

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\mɔ.dal\/

صفت

  1. مرتبط با حالت‌های یک جوهر
  2. مرتبط با حالت‌های منطقی مانند امکان یا ضرورت
  3. اجبارکننده به پاسخ پیش از ادامه
  4. ویژه حالت‌های فعل
  5. مرتبط با مقام‌های موسیقایی یا مقیاس‌های غیرتناوبی
  6. مرتبط با شیوه‌های حمل‌ونقل
  7. دارای بیشترین بسامد

اسم

  1. الیاف مصنوعی نرم و مقاوم ساخته‌شده از سلولز
  2. حذف فعل وجهی، ویژگی زبان‌های ژرمنی

مثال‌ها