se trémousser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sə tʁe.mu.se\/

Conjugaison du verbe se trémousser

فعل

  1. تکان خوردن با حرکتی سریع و نامنظم
  2. تلاش زیاد برای موفقیت در کاری

مثال‌ها