se vautrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sə vo.tʁe\/

Conjugaison du verbe se vautrer

فعل

  1. فرو رفتن، دراز کشیدن، غلت زدن در گل
  2. افتادن، دراز کشیدن، غلت زدن در چیزی
  3. کاملاً تسلیم چیزی شدن
  4. شکست خوردن به طرز تأسف‌باری

مثال‌ها