fébricitante
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fe.bʁi.si.tɑ̃t\/
اسم
کسی که تب دارد یا مستعد تب است
Mots liés
fébrile
fébrilement
fébriler
fébrilissime
Februa
fécal
fèces
fèces
fécond
fécondant
fécondation
féconder
fécondité
fécule
fécule
féculence
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی