conjugaison

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kɔ̃.ʒy.ɡɛ.zɔ̃\/

اسم

  1. عمل پیوستن یا متحد کردن.
  2. عمل صرف کردن فعل.
  3. مجموعه اشکال فعل.
  4. روش تولید مثل جنسی برخی موجودات.
  5. انتقال طبیعی DNA از یک سلول باکتری به دیگری از طریق پل سیتوپلاسمی.
  6. تبدیل یک ذره به پادذره‌اش.
  7. غیرمحلی شدن الکترون‌های π در پیوندهای متناوب.
  8. تابعی که مزدوج را به عدد مختلط مرتبط می‌کند.

مثال‌ها