pi
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · سایر
اسم
π، Π، شانزدهمین حرف و یازدهمین صامت الفبای یونانی
نسبتِ محیطِ دایره به قطرِ آن؛ عددی فرااِنگاشتی با مقدارِ تقریبیِ ۳٫۱۴۱۵۹۲۶۵۳۵۸۹۷۹…، که گاه آن را ۲۲/۷ یا ۳۵۵/۱۱۳ میگیرند.
سایر
ویژه، مخصوص (قبل از اسم یا صفت؛ در جامعه ناشنوایان)
Mots liés
constante d’Archimède
pia
piaculaire
piaffe
piaffer
piaffer
piaffeur
piaffeur
piailler
piaillerie
piailleur
piailleur
piailleuse
pian
pianissimo
pianissimo
pianista
pianiste
pianiste
piano
piano
pianoforte
pianola
pianoter
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی