alvéole

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\al.ve.ɔl\/

اسم

  1. شان
  2. سلول شش‌ضلعی کندو برای تخم، عسل و گرده
  3. حفره استخوان فک که دندان در آن قرار دارد
  4. حفره بسیار کوچک ریه
  5. حفره کوچک در برخی سنگ‌ها
  6. محفظه حاصل از اتصال برچه‌های مادگی برخی گیاهان
  7. اتاقک درون ساختمان

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ alvéoler
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ alvéoler
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ alvéoler
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ alvéoler
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ alvéoler

مثال‌ها