polyglotte

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · اسم · /\pɔ.li.ɡlɔt\/

صفت

  1. کسی که چند زبان صحبت می‌کند
  2. نوشته یا چاپ‌شده به چند زبان

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ polyglotter
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ polyglotter
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ polyglotter
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ polyglotter
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ polyglotter

اسم

  1. شخصی که چند زبان می‌داند

مثال‌ها