procrastination

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pʁɔ.kʁas.ti.na.sjɔ̃\/

اسم

  1. گرایش به تعویق انداختن کارها
  2. عمل به تعویق انداختن کاری که می‌توانست اکنون انجام شود

مثال‌ها