emblaver

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.bla.ve\/

Conjugaison du verbe emblaver

فعل

  1. زمینی را با گندم کاشتن
  2. با هر دانه غلات دیگری کاشتن

مثال‌ها