gris

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ɡʁi\/

صفت

  1. خاکستری؛ رنگِ میانِ سفید و سیاه
  2. (دربارهٔ اسب) خاکستری‌مو، بورِ خاکستری
  3. ژنی که موی اسب را کم‌کم بی‌رنگ و خاکستری می‌کند
  4. (دربارهٔ هوا) ابری، دلگیر و کمی خنک
  5. بی‌رنگ‌ورو، ملال‌آور، دلگیر
  6. (خودمانی) نیم‌مست، سرخوش

اسم

  1. رنگِ خاکستری؛ میانهٔ سفید و سیاه
  2. شرابِ خاکستری؛ گونه‌ای شرابِ کم‌رنگ
  3. (قدیمی، خودمانی) توتونِ ریزِ ارزان که در کاغذِ خاکستری می‌فروختند
  4. (کهن) خزِ سنجاب، معروف به سنجابِ خاکستری
  5. (خودمانی، توهین‌آمیز) عرب، اهلِ مغرب

مثال‌ها