ordinal

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ɔʁ.di.nal\/

صفت

  1. نقش بازی کردن
  2. به نظر رسیدن
  3. تبدیل شدن به
  4. فعل غیرشخصی آب‌وهوا

اسم

  1. فعل جانشین
  2. عملِ انجام دادن

مثال‌ها