langue

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\lɑ̃ɡ\/

اسم

  1. زبان
  2. زبانِ خوراکی؛ همین اندام از حیوان که برای خوراکِ انسان پخته می‌شود
  3. چیزی با شکل بلند، باریک و کم‌ضخامت.
  4. نظام بیان شفاهی، اشاره‌ای یا نوشتاری که گروهی از افراد برای ارتباط به کار می‌برند.
  5. سخنوری، چرب‌زبانی.
  6. زبان (نه لزوماً گفتاری).
  7. واژگان یا نحو ویژه یک نویسنده یا شخص.
  8. ماهی زبان‌مانند.
  9. نوار یخ پایین‌آمده از یخچال.
  10. زبان نگارش نقشه.
  11. ترک بلند روی شیشه یا آینه.

مثال‌ها