côtière
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت
اسم
بستر کشت شیبداری در باغچه که معمولاً به دیواری تکیه دارد تا بیشترین گرمای اوایل بهار را دریافت کند.
صفت
مفرد مؤنث côtier (ساحلی).
مثالها
Cette côtière est propre pour des pois.
—
این بستر کشت برای نخود مناسب است.
Mots liés
ados
coties
cotignac
cotillon
cotin
cotisation
cotise
cotiser
cotises
coto
coton
cotonnade
cotonner
cotonneux
cotonnier
cotonnier
cotonnière
côtoyé
côtoyer
cotre
cotret
cottage
cotte
cotte
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی