côtoyer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ko.twa.je\/

Conjugaison du verbe côtoyer

فعل

  1. کنار هم بودن، کنار کسی راه رفتن.
  2. با کسی معاشرت کردن، رابطه داشتن.
  3. در طول چیزی رفتن.
  4. کنار ساحل، رود یا لبه حرکت کردن.
  5. در نزدیکی بودن، کنار بودن.

مثال‌ها