runer
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · اسم · /\ʁə.ne\/
Conjugaison du verbe runer
فعل
چیزی (مثل برفروب موتوری) را رانندگی کردن.
اسم
پیک نوجوان که بین فروشنده و محل نگهداری مواد مخدر رفتوآمد میکند
مثالها
Je vais runer entre 240 et 250 hp pas plus.
—
بین ۲۴۰ تا ۲۵۰ اسب بخار run میکنم نه بیشتر.
Mots liés
runes
runique
runner
runner
ruolz
rupestre
rupicole
rupicole
rupinasse
rupiniez
rupophobie
rupteur
rupture
rupture spontanée
rupturer
rural
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی