poper
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\pɔ.pe\/
Conjugaison du verbe poper
فعل
ایمیل را از سرور با پروتکل POP دریافت کردن.
ناگهان ظاهر شدن؛ شکوفه زدن.
مثالها
Je cherche juste un truc pour voir avant de poper.
—
فقط دنبال چیزی هستم که قبل از دریافت ایمیل ببینم.
J’adore voir les pop-corn poper sur la poêle.
—
عاشق دیدن پاپکورنهایی هستم که روی تابه ناگهان ظاهر میشوند.
Mots liés
poplité
poplité
popo
popote
popote
popote
poppe
poppérien
populace
populacier
populaire
populaire
populairement
popularisation
populariser
popularité
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی