ivrogner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\i.vʁɔ.ɲe\/

Conjugaison du verbe ivrogner

فعل

  1. مثل افراد مست و دائم‌الخمر باده‌گساری کردن.

مثال‌ها