jaboter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʒa.bɔ.te\/

Conjugaison du verbe jaboter

فعل

  1. صدا کردن پرندگان با تکان دادن چینه‌دان
  2. سخن گفتن و بحث کردن چند نفر با هم

مثال‌ها