tréfondre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tʁe.fɔ̃dʁ\/

Conjugaison du verbe tréfondre

فعل

  1. جوشکاری کامل از داخل و خارج (سطح مشترک کاملاً جوش بخورد).

مثال‌ها