matraquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ma.tʁa.ke\/

Conjugaison du verbe matraquer

فعل

  1. با باتوم زدن، باتوم‌کاری کردن.
  2. به شدت کوبیدن، به رگبار بستن (حمله شدید).
  3. بمباران کردن (به‌ویژه بمباران تبلیغاتی)، با پافشاری مدام تکرار کردن.
  4. گوش بریدن، قیمت نجومی و غیرمنطقی حساب کردن.
  5. خرد کردن، در هم کوبیدن.

مثال‌ها