surfacturés
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\syʁ.fak.ty.ʁe\/
فعل
اسمِ مفعولِ مذکرِ جمعِ فعلِ surfacturer
Mots liés
surfaire
surfaite
surfaits
surfaix
surfer
surfer
surfeur
surfil
surfiler
surge
surge
surgelées
surgeler
surgelés
surgelés
surgénérateur
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی