Basilia
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم
اسم
نام زنانه.
مثالها
Basilia ne doutait pas un instant que Dieu n’approuvât la vendetta déclenchée par ses soins.
—
بازیلیا لحظهای شک نداشت که خدا وندتا را که با مراقبتهای او آغاز شده بود تأیید میکند.
Mots liés
basilic
basilicon
basilicum
basilique
basilique
basin
basique
basique
basket
basket-ball
basketball
basoche
basophobie
basque
basque
basquine
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی