rôtir le balai

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁo.tiʁ lə ba.lɛ\/

فعل

  1. به دلیل کمبود چوب، جارو را برای گرم کردن سوزاندن.
  2. زندگی‌ای فقیرانه داشتن و در گمنامی و فرومایگی دست‌وپا زدن؛ بخور و نمیر زندگی کردن.
  3. دربارهٔ زن: زندگیِ هرزه و عیاشانه داشتن.

مثال‌ها