ligner
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\li.ɲe\/
Conjugaison du verbe ligner
فعل
خط کشیدن، خطوط موازی روی سطحی رسم کردن.
با ریسمان آغشته به گچ خط مستقیم کشیدن.
بادبان را تا به تا در امتداد یکی از لبههایش جمع کردن تا مرتب بسته شود.
جفتگیری کردن، در مورد گرگ نر با گرگ ماده.
مثالها
Ligner du papier, de la toile.
—
کاغذ یا بوم را خطدار کردن.
Ligner une voile.
—
بادبان را خط به خط جمع کردن.
Mots liés
souligner
aligner
forligner
interligner
lignes
lignes accidentelles
lignette
ligneul
ligneuse
ligneux
ligneux
lignicole
lignification
lignifié
lignifier
lignine
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی