être sur les dents

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛtʁ syʁ le dɑ̃\/

فعل

  1. فرصت سرخاراندن نداشتن ، بسیار خسته بودن
  2. بسیار خسته و فرسوده بودن، در حد تحمل.
  3. نگران، مضطرب یا بسیار مشغول فکری بودن.

مثال‌ها