faire mal

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɛʁ mal\/

فعل

  1. درد ایجاد کردن.
  2. انجام کاری بد یا به شکل نادرست.
  3. در اصطلاحی به معنای «غوغا به پا خواهد کرد»: دربارهٔ چیزی که سروصدا می‌کند یا همه را شگفت‌زده می‌کند؛ ترکاندن.

مثال‌ها