faire tapisserie

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɛʁ ta.pis.ʁi\/

فعل

  1. در حاشیه نشستن بدون شرکت
  2. دعوت نشدن به رقص
  3. بی‌کار و منفعل ماندن

مثال‌ها