fricotage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\fʁi.kɔ.taʒ\/

اسم

  1. آشپزی؛ غذای خوب
  2. کارهای مشکوک؛ تقلب؛ قاچاق غیرقانونی
  3. رابطه صمیمی؛ عشق‌بازی

مثال‌ها