cosmopolite

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\kɔs.mɔ.pɔ.lit\/

صفت

  1. الهام‌گرفته از فرهنگ‌های گوناگون
  2. متشکل از مردم سراسر جهان
  3. حاضر در بسیاری از نقاط جهان
  4. کسی که خود را شهروند جهان می‌داند
  5. سازگار با آداب و رسوم کشورهای مختلف

اسم

  1. کسی که مرزها را نمی‌پذیرد
  2. کسی که همه کشورها را می‌گردد بدون اقامت ثابت

مثال‌ها