faire la roue

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fɛʁ la ʁu\/

فعل

  1. ورزش ژیمناستیک با چرخش جانبی روی دست‌ها و پاها
  2. گسترش پرهای دم به شکل بادبزن در برخی پرندگان
  3. خودنمایی کردن، فخر فروختن
  4. ایجاد حلقه کف در شراب

مثال‌ها