roue libre
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ʁu libʁ\/
اسم
سازوکاری که به موتور امکان میدهد سازوکاری دیگر را بچرخاند بیآنکه خود بهوسیلهٔ آن چرخانده شود؛ کلاچِ یکطرفه.
سازوکاری که از چرخشِ پیوستهٔ زنجیر جلوگیری میکند تا دوچرخهسوار ناچار نباشد پیوسته رکاب بزند؛ هرزگرد. در ۱۸۹۸ اختراع شد.
مثالها
Un embrayage à roue libre, combiné avec un enclenchement à clabots relie l’arbre du frein auxiliaire à l’arbre principal du treuil.
Mots liés
en roue libre
rouée
rouelle
Rouen
rouennerie
rouer
rouerie
roués
roués
rouet
rouf
rouflaquette
rouge
rouge
rouge
rouge comme une tomate
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی