traîne

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\tʁɛn\/

اسم

  1. عمل کشیدن یا دنبال کردن.
  2. دامن کش‌دار لباس.
  3. ساقه‌های بلند آویزان گیاه پیچک.
  4. (گویش بری) راه باریک سایه‌دار میان درختان.
  5. سورتمه.
  6. تور برای پاک کردن ردپا و ضربه‌های توپ روی زمین تنیس خاکی.
  7. منطقه پشت جبهه هواشناسی.

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ traîner
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ traîner
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ traîner
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ traîner
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ traîner

مثال‌ها