tordre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tɔʁdʁ\/

Conjugaison du verbe tordre

فعل

  1. پیچاندن؛ جسمی بلند و نرم را از دو سر در جهتِ مخالف، یا از یک سر با ثابت ماندنِ سرِ دیگر، چرخاندن؛ مثلاً چلاندنِ رخت.
  2. کج کردن، تحریف کردن؛ از منطق انداختن.

مثال‌ها