sculpture

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\skyl.tyʁ\/

اسم

  1. هنر مجسمه‌سازی
  2. اثر مجسمه‌ساز؛ مجسمه
  3. مجموعه مجسمه‌های یک مکان
  4. نقوش حک‌شده روی سطح تماس لاستیک برای تخلیه آب و جلوگیری از هیدروپلنینگ

مثال‌ها