se blottir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sə blɔ.tiʁ\/

Conjugaison du verbe se blottir

فعل

  1. خم شدن و جمع شدن برای اشغال کمترین فضا.
  2. فشرده شدن به یکدیگر.

مثال‌ها