saurage
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\so.ʁaʒ\/
اسم
سال اول زندگی پرنده پیش از پوستاندازی
عمل دودی کردن و نتیجه آن
Mots liés
saurer
sauret
sauriens
sauriens
saurochtone
saurochtone
sauroctone
sauroctone
saussaie
saut
saut à ski
saut de loup
sauté
sauté
saute-mouton
saute-ruisseau
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی