sasser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\sa.se\/

Conjugaison du verbe sasser

فعل

  1. از الک گذراندن، غربال کردن
  2. انجام غربال کردن سمولینا
  3. بحث و بررسی کردن
  4. عبور قایق از دریچه سد
  5. هم زدن با قاشق
  6. قرار دادن اشیای کوچک با پودر ساینده در ظرف برای صیقل

مثال‌ها