rotateur

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\ʁɔ.ta.tœʁ\/

اسم

  1. چیزی که می‌چرخد
  2. ماهیچه‌ای که باعث چرخش می‌شود
  3. رده‌ای از جانوران میکروسکوپی آبزی

صفت

  1. توصیف‌کننده عضلاتی که اجزای متصل را حول محور می‌چرخانند
  2. که حول خود می‌چرخد

مثال‌ها